رضا قليخان هدايت
1096
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ساخت ز عاج سپيد سى و دو شطرنج * لعب زمان را و دستبرد بيان را بر خط ابروش از مقوس ابرو * شكل دو طغرا فروكشيد نشان را عدل خداحافظ است ور نه درين بحر * حوت بيكدم فروبرد سرطان را شعلهء قدسش بسوخت خرمن ادراك * نور جمالش بدوخت چشم عيان را احمد مختار راب خلق فرستاد * آن مه شرع و شه خليفه نشان را آنكه نمودى به زخم ناوك انگشت * از سپر ماه چارده دو كمان را دود بلاش ار به خاك مصر درآيد * پشه به خرطوم بركشد هرمان را من قصائده عليه الرحمة زهى عظيم خطر مركب جهانپيما * كه تيزتك چو سپهر است و راسترو چو قضا لطيف شكل چو طاوس و تيزپر چو عقاب * به رهبرى چو غراب و به فرخى چو هما اثير موكب و دريا نهيب و كوه شكوه * زحل محل و فلك هيئت و قمرسيما شهاب سرعت و چرخ انقلاب و برق شتاب * سحاب نهضت و صرصر تك و جهانپيما شناورى كه به سر در رود به آب محيط * تكاورى كه به تك بگذرد ز باد صبا فروخزد ز سر موج كوهسان به نشيب * چنانكه از سر كوه بلند اژدرها مقوسى كه نمايد در آب مينارنگ * به شكل قوس قزح بر صحيفهء مينا تنش ز تختهء ساج و رگش ز رشتهء ليف * توان ز آب روان و روان ز باد هوا